رضا قليخان هدايت

1466

مجمع الفصحاء ( فارسي )

سر و دم مدحى از فتح خبوشان ظل سلطان را * خطا راندم ز خوارزمش چه خاور چه خبوشانى پس از مدح از معاف دكهاى مادح آبادش * سر و دم زان كه در عفوش چه خسرانى چه نقصانى تعالى اللّه يكى رسته به هر شش مه درش بسته * مگس در وى چو بنشسته چه منعى چه مگس‌رانى پذيرفت آن ملك عرضم ولى ترسم بدل گويد * چه مدحى و چه فتحى و چه بازارى چه دكانى چو نظم كارها را احتياجى نى به نظم وى * چه نظمى و چه نثرى و چه مدحى و چه ديوانى به سال اندر مواجب برقرارستش درين دفتر * چو مرسومش مقرر شد چه انعامى چه احسانى وزيرا اين من و اين پار و اين امسال و اين دفتر * كجا ثبت از مواجب اين چه تهمت وين چه بهتانى به هر سالى يكى ويرانه ملكى را به بيع آرم * بلى چون جوع زور آرد چه آبادى چه ويرانى ز تمكين تاكنون افشاى اين رازم نشد ممكن * ولى چون اضطرار آيد چه تمكينى چه امكانى از آن بگذشته من آخرند مداحى ستايشگر * ستاند ار ز من صادر چه دانايى چه نادانى من و ديوان مدح خان و توجيهات شعر او * چو اين ديوان مرا ديگر چه توجيهى چه ديوانى ز ظل شه عنايت كن رقم يا خود دهم طغرا * چو طغراى توام در كف چه منشورى چه فرمانى